قهرمان ميرزا عين السلطنه

1098

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىداد ، يعنى در اوايل زياد بود بعد كم‌كم ترك كرد . به اين قسم كه هرگز مقصرى را حضورا تنبيه و سياست نمىكرد و حتى المقدور از مكروه اجتناب مىكرد . اين بود كه مردم مىگفتند صدراعظم رحيم است . خير بواسطهء نايرهء غضب خود راضى به تأديب و تنبيه كسى نمىشد . اين اواخر خيلى اين صفت كم شده بود . چه هروقت حالت غضب مستولى مىشد دو مقابل مقصر خود را كتك مىزد و سياست مىكرد و تا چند روز ناخوش بود . سخى و خيّر بود . در اوايل خوش‌اعتقاد [ بود ] و پس از سفر فرنگ كمتر شد . مناهى را در اين اواخر به‌شدت مرتكب بود ، برعكس اوايل كه از جملهء زهاد و عباد محسوب بود . خط بسيار خوبى داشت . در ميرزائى استاد بود . در عربيت و سواد فارسى و اشعار بسيار زحمت كشيده بود و روىهم‌رفته باكمال بود . خيلى زيرك و چيزفهم بود . حافظهء خوبى داشت . قوم و خويش دوست به‌اندازه‌اى بود كه الان ضرب المثل است . هيچ‌كس اقوام خود را به قدر او دوست نداشت . روىهم‌رفته صفات خوبش بيشتر از صفات بدش بود . ناسخ و منسوخ و مهر صدارت چيزى كه خيلى اسباب سرزنش مردم و نكوهش او بود دروغ بىموقع و اطمينان به اين چند نفر ميرزا و نويسنده و مهر نمودن هر كاغذى بدون خواندن و مضايقه [ بود ] كه در يك روز ده ناسخ و منسوخ گرفتن ممكن بود و كارهاى ولايات و شهر و ادارات كلية بواسطهء بىانضباطى مهر او ضايع و خراب بود . حكم زير سند ناسخ ، بالاى سند ناسخ ديگر در جيب حاكم ناسخ هرسه چهار حكم در بغل مأمور ، ناسخ تمام آنها به دست معروض يا عارض ، چندين حكم ديگر هم نزد ميرزاها [ بود ] . مهر صدراعظم در وسط حياط دو شعبه شده يكى به دست ميرزا سيد احمد ، ديگرى به دست ميرزا رضا قلى خان [ بود و ] خودش در پارك يا اندرون . به هر ولايتى در هر پست اقلا چهار من كاغذ از طرف صدراعظم مىرفت . هركس بيكار بود عريضه نوشته جواب مىرفت . به‌هرجهت اين حكايت مهر تفصيلات دارد . هرگز به اين اختصار نيست . كاغذنويسى حكام معتبر و ادارات مفصل به دست چهار نفر محرر ميرزا رضا قلى خان و ميرزا سيد احمد افتاده بود . خود آنها هم شأن خود را اجل و ارفع از اين كارها مىدانستند . اگر سالى سه تومان به ميرزاى ميرزا سيد احمد مىدادى هفته‌اى يك رقعهء خوش‌مضمون به عبارات مرحمت‌آميز و مغازلات دلفريب برايش مىآمد كه اسباب پيشرفت تمام كارهايش بود و در مجالس مباهات كرده متصل نشان مىداد و اگر عاليجاه بود جناب مرقوم مىشد . اگر ياور بود سرتيپ .